الشيخ الصدوق (مترجم: توحيدى)

67

صفات الشيعة (فارسى)

خداوندا ، مرا به آنچه در باره‌ام مىگويند ، مؤاخذه نفرما و مرا نيكوتر از آنچه در باره‌ام گمان مىبرند ، قرار ده و بر من ببخشاى آنچه را كه از من نمىدانند ، همانا تو پنهانىها را مىدانى و عيبها را مىپوشانى . از جمله نشانه‌هاى هر يك از آنها ( متّقين ) اين است كه مىبينى در دين ، قوى است و در عين نرمى ، دور انديش است . ايمانى سرشار از يقين دارد و در فراگيرى علم حريص است . [ او را مىبينى كه ] در كسب و كار ، نرم و ملايم ، و در هزينه دادن دلسوز ، در توانگرى ميانه‌رو ، در عبادت فروتن ، در تنگدستى بردبار ، در سختى صبور و نسبت به رنجكشان ، مهربان است . در راه حقّ مىبخشد ، در كسب مدارا مىكند و در طلب حلال مىكوشد . در راه هدايت ، با نشاط است ، از طمع دورى مىكند . ضمن پايدارى در دين ، نيكوكار است و هنگام [ هجوم ] شهوت ، از حرام چشم‌پوشى مىكند . مدح و ثناى كسى كه نسبت به او جاهل است ، او را فريب نمىدهد و بازنگرى كارهايى را كه انجام داده رها نمىكند . در انجام كار براى خودش كند است . كارهاى نيك انجام مىدهد و در عين حال ، بيمناك و ترسان است . روز را به شب مىرساند ، در حالى كه همّش شكرگزارى است ، و شب را به روز مىآورد در حالى كه به ذكر حقّ مشغول است . شب با ترس مىخوابد و صبح با شادمانى برمىخيزد . ترسان است از غفلت ، و شاد است براى آنچه كه از فضل و رحمت [ خداوند ] به او رسيده است . اگر نفسش در آنچه به آن ميل ندارد از او فرمان نبرد ، او هم خواهش نفسش را در آنچه برايش زيانبار است برآورده نمىكند . شادىاش در آن چيزى است كه ماندگار است و روشنى چشمش در آن چيزى است كه پايدار است . ميل و رغبتش به چيزى است كه باقى مىماند و زهد و بىرغبتىاش نسبت به چيزى است كه از بين مىرود . بردبارى را با دانش به هم آميخته